هفته نهم
سلام عزیز دلم ! ببخش که این روزها کمتر باهات حرف می زنم، حالم خیلی متغیره ، درد معده و تهوع، خستگی و خواب آلودگی زیاد، درد و جدیدا یبوست سوغات این روزهاست، الان هشت هفته و سه روزت شده، سه روز دیگه دو ماهت می شه و من بیقرار اولین تکونهای تو هستم، باید صبور باشم و امیدوار که خوب باشی و اتفاقی برات نیفته. فردا یک سری آزمایش باید بدم، بعد هم برم پیش دکتر و در مورد این وضعیت جدید بپرسم، میخوام مطمئن بشم که حالت خوبه و سلامتی. هنوز صدای قلبت رو نشنیدم، دوست دارم خیلی زود صدای قلبت رو بشنوم و بودنت رو حس کنم. ...








